با ما تماس بگیرید

نرخ ارز

 


دلار آمريکا USD در تاریخ 1394/5/1 : ( 1USD = 29567 IRR )

Thu, 23 Jul 2015 07:30:00 GMT


پوند انگليس GBP در تاریخ 1394/5/1 : ( 1GBP = 46198 IRR )

Thu, 23 Jul 2015 07:30:00 GMT


فرانک سويس CHF در تاریخ 1394/5/1 : ( 1CHF = 30841 IRR )

Thu, 23 Jul 2015 07:30:00 GMT


کرون سوئد SEK در تاریخ 1394/5/1 : ( 1SEK = 3448 IRR )

Thu, 23 Jul 2015 07:30:00 GMT


کرون نروژ NOK در تاریخ 1394/5/1 : ( 1NOK = 3631 IRR )

Thu, 23 Jul 2015 07:30:00 GMT


کرون دانمارک DKK در تاریخ 1394/5/1 : ( 1DKK = 4340 IRR )

Thu, 23 Jul 2015 07:30:00 GMT


روپيه هند INR در تاریخ 1394/5/1 : ( 1INR = 465 IRR )

Thu, 23 Jul 2015 07:30:00 GMT


نرخ همۀ ارزها

 

 

 

 

 

 

 


وقتی کالاها و خدمات در کشورهای مختلف می خواهند مورد مبادله قرار گیرند، باید نسبت مبادلۀ بین کالاها و خدمات مورد شناسایی قرار گیرد؛ چراکه کشورهای مختلف پول های مختلف دارند. بنابراین وسایلی به منظور پرداخت های پولی بین الملل مورد استفاده قرار می گیرد، نظیر سکه و اسکناس خارجی، سپرده ها در بانک های خارجی و دیگر مطالبات مالی کوتاه مدت و قابل پرداخت به پول های خارجی، که به این وسایل ارز گفته می شود.

تعریف  نرخ ارز: بهای خرید یا فروش یک واحد پول خارجی به پول رایج کشور را نرخ ارز می‌گویند. بعنوان مثال وقتی یک دلار امریکا برحسب ریال ایران برابر 35000 ریال است، نرخ ارز به دو طریق بیان می گردد؛ یک دلار امریکا= 35000 ریال ایران، و یا یک ریال ایران= 35000/1 دلار امریکا. زمانیکه نرخ ارز کاهش یابدف مثلا به 32000 ریال برسد، درواقع دلار امریکا تضعیف گردیده است و برعکس زمانی که نرخ ارز (دلار) افزایش یابد، دلار تقویت شده است.

انواع ارز:

- ارز رقابتی:ارزی است که از سوی دولت در رقابت با بازار آزاد، عرضه می‌شود.

- ارز دولتی: ارزی است که دولت از طریق بانک‌های مجاور و به نرخ دولتی میفروشد.

-  ارز دانشجویی: ارزی است که دولت برای تأمین مخارج دانشجویان خارج از کشور در نظر می‌گیرد و به دانشجویان برای ادامه تحصیل می‌دهد.

- ارز تهاتری: ارزی است که در قرار دادهای پایاپا مبنای محاسبه قرار می‌گیرد.

- ارز مبادله‌ای: ارزی است که در مرکز مبادلات ارزی برای برخی گروه از کالاها جهت واردات در نظر گرفته می‌شود.

-  ارز یوزانس: ارزی است که پس از دریافت کالا حواله می‌شود.

- ارز صادراتی: ارزی که از فروش کالای صادراتی بدست می آید.

نرخ حقیقی ارز: نرخ حقیقی ارز کلید تعیین الگوی تجارت یا مقدار صادرات و واردات هر کشور است. فرض کنید شما می خواهید تصمیم بگیرید که تعطیلات خود را در کدام ساحل بگذرانید. ساحل میامی در ایالت فلوراید یا ساحل کانکون مکزیک؟ شما از آژانس مسافرتی خود می پرسید که قیمت اتاق در میامی (بر حسب دلار)، قیمت اتاق در کانکون (بر حسب پزو) و نرخ برابری ( مبادله) بین پزو و دلار چقدر است. اگر شما با مقایسه ی هزینه ها تصمیم گرفتید که تعطیلات خود را در کدام ساحل بگذرانید در واقع تصمیم شما با توجه به نرخ حقیقی ارز انجام شده است.

تضعیف یا کاهش ارزش نرخ حقیقی ارز امریکا به معنای ارزان شدن کالاهای امریکایی نسبت به کالاهای خارجی است. این تغییر باعث می شود هم مصرف کنندگان داخلی و هم مصرف کنندگان خارجی مقادیر بیش تری کالاهای امریکایی و مقادیر کم تری از کالاهای سایر کشورها خریداری کنند. در نتیجه صادرات امریکا افزایش و واردات کاهش می یابد و در مجموع خالص صادرات امریکا بیش تر می شود. برعکستقویت یا افزایش ارزش نرخ حقیقی ارز در امریکا به این معناست که کالاهای امریکایی در مقایسه با کالاهای خارجی گران ترند و در نتیجه خالص صادرات کاهش می یابد.

نرخ اسمی ارز: نرخی است که شخص می تواند با آن نرخ پول یک کشور را با پول کشور دیگر مبادله کند.

تضعیف یا تقویت نرخ ارز بر آخرین تغییرات نرخ اسمی ارز دلالت دارد. وقتی یک ارز تقویت می شود و می گوییم قوی شده زیرا می تواند مقادیر بیشتری از سایر ارزها بخرد و برعکس وقتی می گوییم تضعیف شده، کاهش ارزش داشته زیرا می تواند مقادیر کمتری از سایر ارزها بخرد.

رژیم های ارزی:

الف) رژیم نرخ ارز ثابت: در این رژیم دولت یک کشور موافقت می کند که نرخ تبدیل پولش با دیگر ارزها ثابت باشد. به عبارت دیگر وضعیتی است که در آن نیروهای بازار کاملاً فعال هستند، اما بانک مرکزی بسته به ملاحظات و ضرورت‌های موجود، نرخ ارز معینی را به عنوان نرخ ارز هدف تعیین می‌کند و با مداخله در بازار و از طریق ساز وکار ذخایر خود، از آن نرخ هدف حمایت می‌کند. مثلاً اگر نرخ ارز تمایل داشته باشد که از نرخ هدف بالاتر رود بانک مرکزی با عرضه دخایر ارزی خود به بازار از افزایش نرخ ارز جلوگیری می‌کند و همچنین اگر نرخ ارز تمایل داشته باشد از نرخ هدف کاهش یابد بانک مرکزی مذکور با خرید ارز از بازار و افزایش ذخایر خود از این کار جلوگیری می‌کند.

مزایاو معایب انتخاب نرخ ارز ثابت: در سطح خرد ثبات وجود دارد، اما از آن جا که نوسانات ارز به بخش عرضه پول منتقل می‌شود، ممکن است بی‌ثباتی به بخش کلان اقتصاد منتقل شود.

ب) رژیم نرخ ارز شناور: به ترتیباتی از بازار گفته می‌شود که در آن نرخ ارز بر اساس تعامل نیروهایعرضه و تقاضا ارز بدون مداخله مقامات پولی و به صورت آزاد تعیین می‌شود.

مزایا و معایب انتخاب نرخ ارز شناور: انتخاب نظام شناور باعث می‌شود نرخ ارز متغیر باشد ولی در نهایت ثبات اقتصاد کلان، به معنای ثبات در حجم پول و تثبیت نرخ تورم، در بلند مدت حاصل می‌گردد.

ج) رژیم نرخ ارز مدیریت شده: در وضعیتی که بین دو حالت حدی نرخ ثابت و نرخ شناور ارز وجود دارد، ممکن است بانک مرکزی بمنظور تأثیرگذاری بر نرخ ارز در بازار ارز دخالت کرده و اقدام به خرید و فروش ارز نماید. در این رژیم اگرچه در کوتاه مدت بمنظور از بین بردن انتقالات سریع و قابل توجه عرضه و تقاضای ارز، بانک مرکزی در بازار ارز دخالت می کند، اما در بلندمدت و بتدریج اجازه می دهد که نرخ ارز تعادلی توسط بازار تعیین گردد.

بررسی اثر تغییر نرخ ارز بر عملکرد متغیرهای مهم اقتصاد کلان

اثر تغییر نرخ ارز بر تراز تجاری: افزایش نرخ واقعی ارز، قیمت کالاها و خدمات صادراتی تولیدکنندگان داخلی را نسبت به قیمتهای جهانی کاهش می دهد, پس قدرت رقابتی تولیدکنندگان داخلی در بازارهای جهانی افزایش می یابد و صادرات کشور افزایش می یابد. در نتیجه، افزایش نرخ واقعی ارز از طریق افزایش صادرات و کاهش واردات به بهبود تراز تجاری کشور می­‌انجامد.

نکته: نرخ واقعی ارز با واردات رابطه عکس دارد و با صادرات رابطه مستقیم. به این معنی که با افزایش آن واردات کاهش و صادرات افزایش می یابد.

تراز تجاری: اگر مثبت باشد یعنی میزان صادرات بیشتر از واردات است و میگوییم مازاد تجاری داریم و اگر منفی باشد یعنی واردات بیشتر از صادرات بوده و میگوییم کسری تجاری داریم؛ که مازاد آن به معنی افزایش درآمد سرانه مردم و افزایش قدرت پول کشور صادر کننده میتواند باشد.

اثر تغییر نرخ ارز بر تولید و اشتغال: افزایش نرخ ارز، باعث افزایش تقاضای تولیدات داخلی (هم در بازار داخلی و هم در بازار خارجی) میشود, پس بهره برداری از ظرفیتهای تولیدی موجود هم افزایش می یابد, در نتیجه، میزان تولید و اشتغال هم افزایش می یابد.

اثر تغییر نرخ واقعی ارز بر تولید از دو مسیر آشکار میشود:  1) میزان استفاده از ظرفیت تولیدی موجود؛ 2)میزان سرمایه گذاری و ایجاد ظرفیتهای تولیدی جدید. در دهه اخیر به دلیل کاهش مداوم نرخ واقعی ارز، تولید و اشتغال کشور به طور مداوم تضعیف شده است.

اثر تغییر نرخ ارز بر سرمایه گذاری:

  1. با کاهشنرخ ارز، از طریقکاهش قیمت کالاهای وارداتی و افزایش قیمت کالاهای صادراتی، قدرت رقابتی تولیدکنندگان داخلی در برابر رقبای خارجی (هم در بازار داخلی و هم در بازار خارجی) کاهش می یابد. در نتیجه:   اثر منفی بر میزان درآمد و بازدهی سرمایه گذاری در داخل بر جای میگذارد.

2.کاهش نرخ ارز، قیمت کالاهای سرمایه ای و واسطه ای وارداتی را به طور مستقیم کاهش میدهد. در نتیجه:  کاهش هزینه های سرمایه گذاری، موجبات افزایش بازدهی سرمایه گذاری و به دنبال آن افزایش سرمایه گذاری را فراهم خواهد نمود.

بنابراین در مجموع، برآیند این دو اثر متضاد، اثر خالص تغییر نرخ ارز بر سرمایه گذاری را روشن خواهد نمود. در مجموع در کوتاه مدت، اثر مثبت کاهش نرخ ارز بر اثر منفی آن بر سرمایه گذاری غالب باشد، اما در بلندمدت احتمال اثر منفی کاهش نرخ ارز غالب خواهد شد.

اثر تغییر نرخ ارز بر تورم: یک تحلیل رایج از تأثیر تغییرات نرخ ارز بر نرخ تورم این است که ‌­افزایش نرخ ارز به عنوان یکی از عوامل افزایش تورم شناخته میشود. بر اساس این دیدگاه، افزایش نرخ ارز موجب افزایش قیمت کالاهای ‌­وارداتی میشود که یا کالاهای مصرفی هستند که افزایش قیمت ‌­آنها به طور مستقیم تورم را افزایش میدهد، یا کالاهای واسطه ای و سرمایه ای هستند که افزایش قیمت آنها از طریق افزایش هزینه های تولید بر تورم اثر میگذارند.

  • اما آیا چنین تحلیلی با واقعیتهای اقتصادی مطابقت دارد؟

برای بررسی این موضوع، باید به اثرات کوتاه مدت و بلندمدت تغییر نرخ ارز بر تورم توجه داشته باشیم. زمانی که به دلیل افزایش حجم پول، سطح عمومی قیمتها در حال افزایش است، نرخ ارز نیز به طور طبیعی به صورت کمابیش متناسب با سطح عمومی قیمتها افزایش خواهد یافت (البته به شرط ثبات سایر شرایط به خصوص میزان درآمدهای نفتی). در این شرایط، افزایش نرخ اسمی ارز، خود، معلول تورم است و این افزایش نرخ صرفا اسمی است و نرخ اقعی ارز ثابت باقی خواهد ماند. اما اگر به دلیل بروز رخدادهای واقعی در بازار ارز مانند کاهش درآمدهای نفتی، نرخ ارز فراتر از نرخ تورم افزایش یابد (افزایش نرخ واقعی ارز)، آنگاه این افزایش میتواند از مسیر افزایش قیمت کالاهای وارداتی بر نرخ تورم اثرگذار باشد. البته باید توجه داشت که این اثر بر تورم موقتی است، زیرا نرخ واقعی ارز نمیتواند به صورت مداوم و پی درپی افزایش یابد و در نتیجه افزایش نرخ واقعی ارز تقریبا اثری بر نرخ تورم در بلندمدت نخواهد داشت.

واقعیتهای تجربی اقتصاد ایران در دهه هشتاد که طی آن نرخ واقعی ارز کاهش یافت، اما نرخ تورم در سطح بالایی باقی ماند، این امر را تأیید میکند که کاهش نرخ واقعی ارز نمیتواند در بلندمدت اثر قابل توجهی بر نرخ تورم داشته باشد.

بررسی مسیر نرخ ارز در دوران پس از جنگ

نظام ارزی در اقتصاد ایران تا سال 1380، حداقل یک نظام ارزی دو نرخی شامل یک نرخ ارز رسمی ثابت و یک نرخ ارز غیررسمی (بازار آزد) به صورت شناور مدیریت شده بوده است. اما با اجرای سیاست یکسان سازی نرخ ارز از سال1381، نظام ارزی به یک نظام ارز تک نرخی شناور مدیریت شده تبدیل میشود، به طوری که اختلاف میان نرخ ارز رسمی و غیررسمی تقریبا ناچیز است.

تک نرخی شدن ارز اقدامی بسیار مثبت، مؤثر و عامل مهم برای جلوگیری از مفاسد و رانت خواری است و اقتصاد ایران نیازمند ارز تک نرخی است. با اقدامات انجام شده از سال ۶۸، در فروردین ۷۲ برای اولین بار ارز در اقتصاد ایران تک نرخی شد که هفت ماه تداوم یافت.

در سال ۸۹ به دلیل تورم زاید الوصف و رشد نقدینگی باز هم فاصله بین نرخ ارز دولتی و ارز آزاد ایجاد شد و باز هم شاهد ارز دونرخی و در نتیجه فساد بودیم.  برای افزایش نرخ ارز می‌توان فوایدی همچون افزایش رقابت پذیری جهانی و افزایش صادرات را برشمرد، اما در مقابل روند دو نرخی بودن ارز به ضرر کشور است، و ارز دو نرخی موجب فساد و رانت است.

سازوکار مدیریت نرخ ارز در اقتصاد ایران: یکی از عوامل تعیین نرخ ارز، درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت است که به طور مستقیم به بازار ‌­ارز عرضه نمیشود، بلکه عرضه آن به بازار ارز از مسیر اعمال سیاست ارزی میباشد. سیاست ارزی توسط دو مرجع اصلی شامل مقامات دولت و بانک مرکزی اعمال میشود. در واقع زمانی که درآمدهای نفتی در سطح بالایی قرار دارد و ذخایر ارزی انباشت شده است، دولت از نقش مسلط در بازار ارز برخوردار است و میتواند با تغییر عرضه ارز، نرخ ارز را به دلخواه خود تغییر دهد. اما زمانی که درآمدهای نفتی کاهش یابد و ذخایر ارزی نیز در وضعیت مناسبی نباشد، قدرت مانور دولت برای عرضه ارز و کنترل نرخ ارز کاهش می‎یابد و در نتیجه، در چنین دوره‌­هایی نرخ واقعی ارز افزایش خواهد یافت.

جمع بندی:

نرخ واقعی ارز در اقتصاد ایران در دهه اخیر همواره در حال کاهش بوده است. علت اصلی کاهش مداوم نرخ واقعی ارز، افزایش مداوم درآمدهای نفتی از یک طرف و تزریق تقریبا تمامی این درآمدها توسط دولت به اقتصاد کشور بوده است. در این شرایط حتی سیاست بانک مرکزی در راستای انباشت ذخایر ارزی خود نیز نتوانسته از کاهش نرخ ارز جلوگیری کند. پیامد کاهش مداوم نرخ واقعی ارز برای اقتصاد ایران، افزایش مداوم کسری تراز تجاری غیرنفتی و تضعیف تولید و اشتغال بوده است. به نظر میرسد با توجه به شرایط اقتصاد ایران، پیامدهای روند کنونی نرخ ارز و اهداف اصلی سیاست ارزی و تداوم این روند برای اقتصاد ایران بهینه نیست و باید روند حرکت نرخ ارز تغییر کند و در مسیر افزایش قرار گیرد. در این راستا نقش اصلی در تغییر سیاست ارزی و بر عهده دولت است تا با انباشت درآمدهای نفتی در حساب ذخیره ارزی، از تزریق ارز به بازار بکاهد.


ویزای شینگن

پیکاپ ویزا